الشيخ رسول جعفريان

644

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

بالا گرفت كه سعد بن عباده از طرف انصار نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آمد و اين اعتراض را بازگو كرده افزود كه خود او نيز يكى از قومش مىباشد ! حضرت دستور داد تا انصار فراهم آيند ، آنگاه فرمود : اى گروه انصار ! اين چه سخنى است كه از شما مىشنوم ، آيا شما گمراه نبوديد و خداوند هدايتتان كرد ، آيا فقير نبوديد و خداوند بىنيازتان كرد ، آيا با يكديگر دشمن نبوديد و خداوند متحدتان كرد . آيا پاسخ نمىدهيد ؟ گفتند : چه بگوييم ؟ حضرت فرمود : مى توانيد بگوييد : در حالى نزد ما آمدى كه تكذيب مىشدى ، تصديقت كرديم ، خوار بودى حمايتت كرديم ، آواره بودى پناهت داديم ! اى گروه انصار ! آيا چشم دلتان را به دنيا دوخته‌ايد كه من آن را وسيله اسلام آوردن اينان كردم ، و شما را به اسلامتان واگذاشتم ؟ آيا خشنود نيستند كه مردم با شتر و گوسفند بروند و شما با رسول خدا ؟ سوگند به كسى كه جان محمد در اختيار اوست ، اگر هجرت نبود من مردى از انصار بودم ، اگر مردم در راهى روند و انصار در راهى ، من همراه آنان خواهم بود . خدايا انصار و فرزندان انصار را رحمت كن . در آن حال انصار گريستند و خشنودى خود را از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ابراز كردند . « 1 » اين سخنان انصار را سخت تحت تأثير قرار داد و آرامشان كرد . پس از آن رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم براى انجام عمره راهى مكه شد و آنگاه به مدينه بازگشت . غزوهء تبوك ( رجب سال نهم ) [ منافقان مدينه در آينه سوره توبه ] سرزمين شام در شمال جزيره العرب بود و قريش در قياس با سايرين به دليل رفت و آمد به آن آشنايى كافى با آن داشت . به همين دليل اگر قرار بود تا اسلام گسترش يابد ، اولين منطقه مورد نظر همان شامات و حداقل مناطقى از آن بود كه در شمال حجاز قرار داشت . مىدانيم كه اصطلاح شامات ، شامل منطقهء وسيعى است كه اكنون كشورهاى چون سوريه ، اردن ، فلسطين ، و لبنان را در برگرفته است . پيش از تبوك ، در جريان موته ، يك اقدام نسبتاً محدود صورت گرفت كه حاصلى در برنداشت . اكنون پس از فتح مكه لازم بود تا سپاهى عظيم بدان سوى حركت كرده و حضور قاطع حجاز اسلامى را در شامات به نمايش بگذارد ، بويژه كه اخبار شام كه توسط برخى نبطيان تاجر - كه آرد سپيد و روغن به مدينه مىآوردند - به مدينه رسيد ، حكايت از تلاش هِرَقْل شام در جمع آورى لشكرى از قبايل عربى بود ، لشكرى كه مىبايست براى جنگ با حجاز آماده مىگرديد .

--> ( 1 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 4 ، صص 500 - 499 ؛ المغازى ، ج 3 ، صص 958 - 957 ؛ طبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 154